ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
27
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
كنار باروى شهر به استقبال او آمد تتش از اينكه پيشتر نيامده است بر او خشم گرفت و در همان وقت او را بكشت و شهر را تصرف كرد و چنان كه خواهيم آورد بر سراسر شام استيلا يافت . تتش تاج الدوله لقب داشت . تتش در سال 472 لشكر به حلب برد و آنجا را چند روز محاصره نمود . سپس از محاصرهء حلب منصرف شد و بزاغه [ 1 ] و بيره را تصرف كرد و به دمشق باز گرديد . چون او از حلب دور شد مسلم بن قريش حلب را تصرف كرد و ما اخبار او را آورديم . چون مسلم بن قريش حلب را تصرف كرد [ فرزند خود را كه پسر عمهء ملكشاه بود نزد او فرستاد و او را از ماجرا آگاه كرد و خواست كه حلب را به ضمانت او دهد . سلطان بپذيرفت و باليس را نيز به اقطاع پسر عمهء خود داد . ] [ 2 ] در اواخر سال 474 مسلم بن قريش براى محاصرهء دمشق لشكر آورد . سپس از محاصره دست برداشت . چون مسلم بن قريش از دمشق بازگشت تاج الدوله تتش آهنگ انطرطوس [ 3 ] از بلاد ساحلى نمود و آنجا را بگشود و بازگشت . در سال 475 [ 4 ] بار ديگر مسلم بن قريش دمشق را در محاصره گرفت . زيرا شنيده بود كه تاج الدوله تتش به غزاى بلاد روم رفته است . پس با جماعاتى از عرب و كرد به قصد محاصرهء دمشق در حركت آمد و از فرمانرواى علوى مصر نيز يارى طلبيد . چون تاج الدوله تتش از اين واقعه خبر يافت شتابان باز گرديد و در اول محرم سال 476 به دمشق وارد شد و حال آنكه شرف الدوله مسلم بن قريش در آخر محرم به دمشق رسيد پس شهر را محاصره كرد و جنگ آغاز كرد تتش با سپاه خود از شهر بيرون آمد و او را منهزم نمود . مسلم بن قريش در اين حال خبر يافت كه مردم حران عصيان كردهاند . او كه در آن هنگام در مرج الصفر بود به بلاد خود بازگشت . آنگاه در سال 478 امير الجيوش با لشكر مصر به شام رسيد و دمشق را در محاصره گرفت تاج الدوله تتش در دمشق بود . امير الجيوش بر او سخت گرفت و چون بر او ظفر نيافت به مصر باز گرديد . [ ذكر عصيان تكش بر برادرش ملكشاه ] در شعبان سال 473 سلطان ملكشاه به رى رفت و لشكر را سان ديد و از آنان هفت هزار مرد را اخراج نمود . ] [ 5 ] اينان به برادرش تكش كه در پوشنج بود پيوستند . چون تكش به پشتيبانى ايشان نيرومند گرديد عصيان آغاز كرد و بر مرو الرود و مرو شاهجان و ديگر شهرهاى آن طرف
--> [ ( 1 ) ] متن : مراغه . [ ( 2 ) ] افزوده از ابن اثير است ، حوادث سال 472 . [ ( 3 ) ] متن : طرسوس . [ ( 4 ) ] متن : 479 . [ ( 5 ) ] ميان دو قلاب از متن ساقط بود ، از ابن اثير وقايع سال 473 افزوده شد .